2777
2789
عنوان

حجاب.کمکم کنید

239 بازدید | 22 پست

سلام.یه دختریم که خانواده غیر مذهبی دارم ولی خب مشکلی با حجابم ندارن و خب حرفی نمیزنن ولی بی حجابیم رو بیشتر دوست دارن.

دوسالی هست دارم به این موضوع فکر میکنم و همش باحجاب میشم و دوباره بی حجاب...تازه یه مدت جریان خیلی بدتر بود و ثانیه ای تغییر میکردم و جوری بود که همه از دستم عاصی بودن و میگفتن تو چرا اینجوری هستی؟؟!!

و خلاصه اینکه خیلی مسخرم میکردن سر این موضوع 

هرچی متن خوندم راجب حجاب هرچی با مشاور صحبت کردم هییییچ فایده ای نداشت

فوقالعاده حجاب و خدا رو دوست دارم ولی دلایلی که واسه شل حجابی دارم اینه:راحت ترم.توی همه جا راحت و بدون قضاوت میتونم بزم و خوشگل ترم بدون حجاب

با یه مشاور حرف زدم گفت لازم نیست کمال گرا باشی...نمازتو بخون روزتو بگیر ولی نمیخواد حجاب زیاد داشته باشی ینی در حدی که توی جمع دوستات راحت باشی ولی خب از طرفی واسه آرامش خودت نماز بخون

به مدت ۷ ماه با حجاب بودم و با حرف این مشاور دوباره حجاب رو برداشتم ولی خب حس خوبی از خودم نمیگیرم و دوست دارم حجاب داشته باشم

ولی خب یه مشکل دیگه ای که هست اینه که من با حجاب فوقالعاده اعتماد به نفسم میاد پایین و با حجاب نمیتونم وارد یه جمع جدید بشم و منی که خیلی شیطونم با حجاب خیلی آروم میشم و انگار منزوی میشم انگار روم نمیشه با کسی شوخی کنم یا بخندم

تروخدا اگر راه حلی بلدید کمکم کنید🕊🤍

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

هرکاری عقلت(دقت کن عقل نه دل) 

میگه انجام بده

من خودم با انتخاب عقلم حجاب رو کنار گذاشتم و خیلیم راضیم

لطفا تا زمانی که به بلوغ فکری نرسیدی نظر منو ریپلای نکن! فضای مجازی برای خالی کردن عقده ها نیست پس حد خودمونو بدونیم🩵 آدم ها مثل کتاب اند! از روی بعضیا باید مشق نوشت، بعضی هارا باید چند بار خواند تا مطالبشان را درک کرد! ولی بعضی هارا باید نخوانده کنار گذاشت. اگر همه جا تاریک بود دوباره بنگر! شاید نور خودت باشی✨ 🩵intp🩵

عزیزم ما هم حجاب داریم هم بسیار خونگرم و شوخ هستیم به حجاب ربطی نداره خونگرم بودن. به نظرم به بار برای همیشه تصمیم قطعی تو بگیر و به حرف های بقیه اهمیتی نده.

همه اقوام ایرانی انسان های شریفی هستند و صرف متعلق بودن به یک قومیت افتخار کردن ندارد!! 

داستان واقعی

دختر کوچولو با کفش های بوق بوقی


چرا حجاب

با یکی از مراکز مشاوره قوه قضاییه  برای حل اختلاف بین زوجین همکاری میکنم.

ی خانم جوانی به بنده رجوع کرد ،

میخواست طلاق بگیره، گفتم شرمنده ،بنده در طلاق کسی کمکی نمیکنم.

گفت پس راهنمایی ام کنید، قبول کردم.

مردّد بود طلاق بگیرد و یا راه حلی برای تنفری که از همسرش داشت پیدا کند.

موضوع از این قرار بود که ایشان بچه ۶ ،۷ ماهه ای داشت دختر ،خیلی ناز و زیبا و شیرین.

گفت:

زندگی خوبی با همسرم داشتیم ،آدم معتقد و نماز خون و ...است. یک روز آمد خونه و گفت ی رنگ مویی دیدم بیرون خیلی قشنگ بود ،چون بهش اطمینان داشتم که خیلی چشم پاک و آدم درستی است و همه حرفهایش را به من میگفت ، گفتم خب چه رنگی بود ،گفت نمیدونم دقیقا توش رگه های طلایی و رنگ عجیبی بود، خلاصه نشستیم با همدیگه سرچ کردیم رنگ موها را دو تاش را انتخاب کرد بهم نزدیک بود ،گفتم باشه فردا میروم موهام را این رنگی میکنم.

فرداش رفتم آرایشگاه نزدیک خونه مون و گفتم موهام را این رنگی کن .

خیلی خوشحال ی شام عالی براش درست کردم ،کمی آرایش و میز چیدم با شمع و سالاد تزیینی و ی لباس خوب...

منتظر شدم اومد ،تا من را دید گفت خوشگل شدی ولی اون رنگی که من دیدم نیست،

گفتم بهانه نگیر ،بیا شام بخوریم و بیهوده زندگی را تلخ نکن.

گفت باشه

یکهفته ای گذشت

گفت یکی از دوستهام گفته ی آرایشگاه  خوبی خانمش میره ،بیا برو آنجا.

قبول کردم و رفتم اونجا و عکس رنگ را نشون دادم.

به خانمه گفتم این پلیت رنگ را بیار بیرون خودش انتخاب کنه.

بنده خدا پذیرفت.

رنگ و همسرم با کلی وسواس انتخاب کرد و ....

اینبار موند تو ماشین دخترم را نگه داشت و بعد با هم رفتیم خونه بعد آرایشگاه.

باز تا موهام را دید ،گفت نه، اون نیست

خیلی ناراحت شده بودم

گفتم برو ، همون خانم را پیدا کن.

و دعوای لفظی و چند روز قهر و ....

گذشت ،دو هفته بعد گفت بیا بریم ی جای دیگه .‌..

گفتم اون آرایشگاه گرونه

ما تو اجاره خونه موندیم.

چند روز بعد آمد و گفت باشه ی وام گرفتم ،فهمیده بودم اون مو مش هم داشته و...

رفتیم یک جای گرونتر ،خدایا خودت کمک کن

آرایشگر گفت نمیشه باید رنگهای قبلی بیاد پایین و...

دو ماه صبر کردم و رفتم دو باره که نه چند باره..

این مدت خونمون شده بود دعوا خونه.

دیگه اون عشق و گرمی تو زندگیمون نبود.

ی شب گریه کردم ،اون هم با من گریه کرد و عذر خواهی و ...

خواهش کرد برای آخرین بار.

رفتم آخرین بار ، ......با پول وام و ....بماند.

وقتی من را دید شروع کرد به داد و بیداد ، و عصبانی و اینکه تو دیگه کی هستی و من با تو چکنم و .‌.همینطور فریاد کشان ، برای اولین بار پرتم کرد کنار اطاق،

دخترم تو بغلم بود ،از دستم افتاد و خورد به لبه مبل جهیزیه ام.....

بچه شوک شده بود،

فقط فریاد میزد ،نمیتونستم آرامش کنم، بچه ام تازه راه افتاده بود ،کفش بوق بوقی براش گرفته بودم ....

پاهای خوشگل دخترم درد گرفته بود انگار ....

رفتیم اورژانس بیمارستان و آرامش بخش و ...

فردا و فردا و فردا ،بچه ام  آزمایشگاه و دکتر متخصص و ....

آخرش گفتند .... قطع نخاع شده.

به من بگو با بچه قطع نخاعی کجا برم.

من شوهرم را دوست داشتم ،اون هم.

آتیش به جونش بگیره اونکه موهاش را آنطوری رنگ کرده بود و تو خیابان...

نه نه ،همه اش تقصیر شوهرمه

دیگه لال شده، فقط اشک میریزیم...ازش متنفرم

نه دوستش دارم

بچه ام را چکنم

تو را خدا بگو طلاقم بده.....

همه جوره حرف میزد، مضطر بود.

من فقط اشک میریختم

و به چهره معصوم دخترش نگاه میکردم. نمیدونستم چی بهش بگم.چشمهای پریشان خودش و شوهرش و پاهای قشنگ دختر کوچولو با کفش بوق بوقی.


خانم بی حجاب میدانی با موهای پریشانت ،چند تا زندگی را پریشان کردی؟

منفعت حجاب چیه؟

اگر توانستید به مگس ها بفهمانید که گل از زباله  بهتر است، می توانید به خائنین ممکلت بفهمانید کشور، از ثروت بهتر است...🙌

منم مثل شما هی دو دل میشم. البته بدحجاب نیستم حجابم معمولیه و فقط یه کم جلوی موهام پیداست.

یه دوستی پیشنهاد داد بهم که کم کم و آروم آروم تغییر بدم ظاهرمو که هم خودم زده نشم و هم خیلی برای اطرافیان غیرعادی نباشه که با رفتارا و حرفاشون اذیت بشم

ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2829
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز
توسط   md41289  |  1 ساعت پیش