دیشب از آیت س امروز خواب نمیبرد و صبح رفتم پیشش و معاینه کرد و داشتم سر سنگین رفتار میکردم که میخواستم بلند شم بیام چشاش پر شد و نزدیک بود گریه کنه و گفت نمیخوای بغلم کنی یجور تو بغل هم بودیم چند لحظه که انگار واسه این دنیا نبودم خودم آنقدر حسش خوب بود به لبام نگاه کرد خواست لب بگیره نگرفت 🥺🥺😂خیلی حس خوبی داشت امیدوارم همه عاشقا تجربه کنن