اول بم که همسرم مشکل باروری داره که از ماه بعد به امید خدا جدی پیگیری میکنیم . ۲.۵ ساله اقدامم قبلا فکر میکردم خودم مشکل دارم که بعدا فهمیدم همسرم مشکل داره خودم تنبلی خفیف داشتم که بهتر شدم ولی اسپرم همسرم صفره
هررر جا بچه میبینم دلم میترکه مخصوصا بچه خواهرمو که ببینم داغون میشم وقتی پیششماره باهاش،بازی میکنم بغلش میکنم بعد که بعد مهمونی یهو بغلم خالی میشه حالم بد میشه
وقتی بچه میبینم ناخودآگاه با همسرم بد میشم بغض میکنم و هیچ مهمونی بهم خوش نمیگذره همش میترسم یکی راجع به بچه دار نشدن مون بپرسه.شاید این موضوع برای خیلی ها مهم نباشه ولی برای من چرا.
یه کار دورکاری داشتم که به خاطر کم بودن حقوقم و حجم کاری بالاش استعفا دادم و دیگه ادامه ندارم به مامانم که زنگ میزنم انگار دلش نمیخواد زیاد صحبت کنه و زود قطع میکنه یا از مریضی و حال بدش،دیگه جدا کسی رو ندارم باهاش درد و دل کنم همسرم هم از این حال من خیلی ناراحت میشه و غصه میخوره با اونم نمیتونم زیاد در این باره صحبت کنم
میخواستم ببینم از بین شما کسی مثل من هست؟ چیکار میکنید این مشکلتون رو نادیده بگیرید
چه هدفی برای خودتون در نظر گرفتین که به بچه فکر نکنید