من پدرم خیلی مذهیبه رابطه خوبی باهاش ندارم چون همیشه با خشم و عصبانیت باهام رفتار کرده
همیشه هم تو کل زندگیش تاکیدش اینکه قران بخون ذکر بگو با خدا باش
من اینطوریم که تو دلم خدا رو باور دارم بصورت قلبی
ولی نزدیک یکساله جلو مادر پدرم و شاید تو اجتماع خودمو جوری جلوه بدم انگار باور ندارم خدایی هست
جوری که پدرم بارها باهام دعوا کرده که تو کافری از خونه ی من برو بیرون
درحالی که همین سه شبه و من بیدار موندم و اعمالشو بجا اوردم درحالی که داشتم صدای خر و پف پدرمو میشنیدم
انکار کردن خدا در حالی که قلبا باور داری هست کفر بحساب میاد؟