بچه ها سلام
من دیشب اومدم خونم ترسیدم طولانی شده نیاد و من ضایع برگردم
یا خونوادم بفهمن بچه ها امروز که داشتم خون رو مرتب میکردم سبد وسایل شوهرم که توماشین میذاره و قبل عید آورده بود خونه که مرتب کنم رو جمع میکردم دیدم دوتا کاندوم توشه
بهش زنگ زدم با تشر گفتم اینا چیه گفت نمیدونم بیرون دیدم برداشتم
گفتم تو ماشین تو بوده سبد از تویه بمن میگی نمیدونم
همینطور با حالت دعوا گفتم که براچی برداشتی شاید کسی که انداخته فاسد بوده انداخته
تو چرا برمیداری نمیدونی ببینم بهم میریزم
فکری میکنم باخودم
اونم گوش میکرد
گفتم نمیخاد دیگه چیزی جمع کنی
ازصبحم دوبار زنگ زدم با دعوا باهاش حرف زدم
آخه هنوز عصبانیم ازش
اما بچه ها الان بهم ریختم
چیکارکنم
نمیشد خیلی به روش آورد یا بهش تهمت زد
مینرسبدم بگه خوب کردم یا فلان
حرمت میشکست بیشتر
حالا بنظرتون چیکار کنم
من از نظر رابطه کم نذاشتم هیچ وقت