2777
2789
عنوان

درجریان دعوای من و شوهرم که بودید

1216 بازدید | 47 پست

بچه ها سلام 

من دیشب اومدم خونم ترسیدم طولانی شده نیاد و من ضایع برگردم 

یا خونوادم بفهمن بچه ها امروز که داشتم خون رو مرتب میکردم سبد وسایل شوهرم که توماشین می‌ذاره و قبل عید آورده بود خونه که مرتب کنم رو جمع میکردم دیدم دوتا کاندوم توشه 

بهش زنگ زدم با تشر گفتم اینا چیه گفت نمی‌دونم بیرون دیدم برداشتم 

گفتم تو ماشین تو بوده سبد از تویه بمن میگی نمی‌دونم 

همینطور با حالت دعوا گفتم که براچی برداشتی شاید کسی که انداخته فاسد بوده انداخته 

تو چرا برمیداری نمیدونی ببینم بهم میریزم 

فکری میکنم باخودم 

اونم گوش میکرد 

گفتم نمیخاد دیگه چیزی جمع کنی 

ازصبحم دوبار زنگ زدم با دعوا باهاش حرف زدم 

آخه هنوز عصبانیم ازش 

اما بچه ها الان بهم ریختم 

چیکارکنم 

نمیشد خیلی به روش آورد یا بهش تهمت زد 

مینرسبدم بگه خوب کردم یا فلان 

حرمت می‌شکست بیشتر 

حالا بنظرتون چیکار کنم 

من از نظر رابطه کم نذاشتم هیچ وقت 



از آدمهایی که فکرشو نمی‌کردم رودست خوردم 

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

تو ماشین شوهرتون بوده بعد کفته مال من نیست از بیرون برداشتم؟ من متوجه نشدم

شوهره خواسته ماست مالی کنه دیگه 

منو تو ، تو کلبه وسط یه جنگل یه روز بارونی بوی نم خاک جنگل صدای آواز پرنده ها سردمونه آتیش روشن کردیم و از خاطراتمون میگیم   

چند وقت خونه بابات بودی؟ اگه طولانی موندی که ذهنم جای خوبی نمیره متاسفانه

 دعوا دوست داری؟اما من گزینه مناسبی نیستم چون بحثو ادامه نمیدم در شان من نیست عزیزم 💋 زحمت بکش برو جای دیگه شمشیر بکش 😁شهریارا  چه بجا زد فلکت سنگ محک تا تو باشی که طلا خرج مُطلا نکنی ، کاربر خانم 💕 ،اگه غلط املایی داشتم بهم بگو درستشو با سپاس 😁 

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز