شاید باورت نشه وقتی 18 سالم بود یه مدت دختر فامیلمون بامن دوست شد
باورت نمیشه بیماریم رو کنار گذاشتم و کنکور دادم
رشته مورد علاقم قبول شدم اصلا روحیم عوض شد
تمام روز منظر تماسش. بودم
اصلا دیگ به وسواس فکر نمیکردم 180 درجه خوب شدم
اما مشکل اونجا بود دختر فامیلمون با یه دختر دیگ دوست بود تو فامیل
مادر اون دختره عصبانی بود که چرا ما آنقدر خوب شدیم
برای من حرف درآورد و نگذاشت دیگ با من بگرده
بش گفت با این نگرد این دیوونس
اون دختره هم از ترس دیگ هیچوقت نیومد سراغم
میدونی خانوده من واقعا بی رحمن