یکم در مورد خودم توضیح بدم
«به نام خدا هستم،
از بچگی بزرگ شدم،
تو بیمارستان به دنیا اومدم،
صادره از شهرمون،
همونجا بزرگ شدم،
چند سال سن دارم،
بابام مَرد بود،
تو دوران کودکیم بچه بودم،
با رفیقام دوست شده بودم،
به دوست داشتن علاقه دارم،
قصد ازدواج نه دارم،
بعضی شبها که می خوابم
خواب می بینم،
تو خونمون زندگی می کنیم،
تا حالا نمردم و...»
یه سری خاطرات هست که آدم خجالت میکشه حتی تو خلوت خودش مرورشون کنه چون از خودش خجالت میکشه. از حماقت زیاد، از خریتِ بیانتها، از اهمیت دادن به آدمای لاابالی...
بزرگتر بشی درست میشه من تازه ۲۰ سالم شده رسیدم به ۷۰
قبلا ۶۰ بزور بودم
دخالت کردن توی زندگی دیگران و قضاوت کردنشون کار انسان های بی ملاحظه و بی فرهنگه...چه تو مسائل بچه آوردن باشه چه ازدواج چه شغل چه هر چی...انسان های عاقل فرهنگ سازی میکنند،تبلیغ میکنند،آگاه سازی میکنند!زندگی شخصی با زندگی اجتماعی فرق میکنه...زندگی شخصی چیزیه که بین خودت و خانوادته و زندکی اجتماعی چیزیه که تو برای جامعه به اشتراک میذاری.پس انقدر نگید به خودم مربوطه به خودم مربوطه حتی طرز صحبت کردن شما توی خیابون به بقیه مربوطه...فقط انسان های بی تمدن جامعه رو برای خودشون میدونن یه انسان متمدن آرامش جامعه رو بهم نمیریزه.ریشه فلسفه اعتقادات از چهارچوب ها گرفته میشه یا حتی میشه به پوشش تشبیهش کرد...و یک انسان بی لباس عریان خطاب میشه نه پوشش متفاوت.کسی که به بد دهنی اعتقاد داره اعتقاد نیست بی اعتقادیه.پس هر اعتقادی قابل احترامه ولی بی اعتقادی ارزشی نداره پس پایبندی به بی اعتقادی طنزی بیش نیست.انتقادپذیر بودن خوبه ولی انتقاد یه انسان عاقل و بالغ رو میپذیرم.به نظر و رفتار انسان ها نگاه نکن نصفشون دلیل کارهاشون رو نمیدونن اگر میخوای راه درست رو بری دنبال حقیقت برو.
لطفا برا شادی روح خواهرم و پدرم با دلهای پاکتون صلوات بفرستید خدا هیچگاه داغ عزیزی رو بهتون نشون نده عمر گرون گذشت نفهمیدم بعضیهایی که روم میخندن صرفا دوستدارانم نیستن دشمنن با سلاح خنده