2777
2789
عنوان

تربیت فرزند

442 بازدید | 19 پست

من پسرم ۲ سال و نیمه، خونمون نزدیک خانواده و اقوام هستش، پسر من خیلی اجتماعی و خونگرمه، اما این وسط، مشکلی که هست، وقتی خواهرم رو میبینه دوس داره بره خونشون، هر بارم که من اجازه ندم با گریه و دیوونه بازی ، اعصابمو خرد میکنه، خواهرمم اصرار میکنه که ببره، خیلی اوقاتم خودسر از دستم درش میاره و میبره، زنگ هم میزنم که بیارتش، یا دیر میاره، یا تلفنو جواب نمیده، میدونم پسرمو دوس داره، ولی داره بدعادتش میکنه، دیگه پسرم اصلا به حرفم گوش نمیده، وقتی هم مانع رفتنش میشم، خواهرم باهام قهر میکنه. و میگه تو به من اعتماد نداری. واقعا نمیدونم چیکار کنم،دلم نمیخاد پسرم اصرار کنه که یا اجازه بدم هر وقت دلش خاست بره و بیاد، یا دعواش کنم که نرو. کمکم کنین

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

خواهرم خودش هم دوتا بچه داره که نوجوونن. اصلا از این مدلای عشق بچه هم نیست، حس میکنم میخاد لج منو دربیاره، یا بگه روش تربیتی من براش مهم نیست، و اونم میتونه تصمیم بگیره که بچه من چطور بار بیاد

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
پسر منم دو سال ۹ ماهشه یه وقتا از کنترلم خارجه ولی اگه همین الان محکم نباشیم جلوشون دیگه از عهده بر ...

خیلی گفتم ، اصلا نمیفهمه، هر بار میره پیش مامانم گله و شکایت که ببین چیکار میکنه، بچه رو ازم میگیره و ... الانم باهام قهره، که چرا پسرمو با قاطعیت آوردم خونه و نذاشتم بره

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
بذار بره چیکارش داری خودتم استراحت کن

چند تربیتی میشه، مهمتر از همه دیگه به حرفم گوش نمیده، دوس ندارم یاد بگیره بدون من بره خونه کسی

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
خیلی گفتم ، اصلا نمیفهمه، هر بار میره پیش مامانم گله و شکایت که ببین چیکار میکنه، بچه رو ازم میگیره ...

ببین تربیت بچت از هرچیزی مهم تره

دلیل خواهرتم واسه قهر محکمه پسند نیست

تو باهاش خوب باش

اونم کم کم کنار میاد 

ببین تربیت بچت از هرچیزی مهم تره دلیل خواهرتم واسه قهر محکمه پسند نیست تو باهاش خوب باش اونم کم ک ...

من دلم نمیخاد دلشو بشکونم، هربارم کوتاه اومدم بخاطر خواهرم بود، ولی به قول شما تربیت بچه ام مهمتره برام، دیگه نمیدونم چطوری رفتار کنم خودش اصرار نکنه، پسرم میدونه اون اصرار میکنه، گریه راه میندازه، والا مطمئنم اون اصرار نکنه، پسرمم دیگه نمیگه برم

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
چند تربیتی میشه، مهمتر از همه دیگه به حرفم گوش نمیده، دوس ندارم یاد بگیره بدون من بره خونه کسی

نه نمیشه من که فکر نمیکنم مخصوصا وقتی خودش دوست داره بره من خودمم مامانم سر کار میرفت خیلی پیش خالم میموندم هنوز که هنوزه خیلی چیزایی که اون بهم یاد داده رو تو زندگیم پیاده میکنم چون همیشه هر چی میخواست یاد بده با دلیل توضیح میداد منم تو ذهنم مونده ولی بازم هر جور خودت میدونی

بهشتم اونورش باشه به این برزخ نمی ارزه...
نه نمیشه من که فکر نمیکنم مخصوصا وقتی خودش دوست داره بره من خودمم مامانم سر کار میرفت خیلی پیش خالم ...

شما بزرگتر بودی شاید، پسر من میره اونجا غذا نمیخوره، دست به اسبابشون میزنه، گوشی پسراشو برمیداره انگولک میکنه، بالاخره یه روزی گند میزنه، مهمتر از همه، چیزی که اذیتم میکنه اینه که پسرم داره متوجه میشه حرف من حساب نیست، دم خالشو ببینه بهتره تا مامانش

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
من دلم نمیخاد دلشو بشکونم، هربارم کوتاه اومدم بخاطر خواهرم بود، ولی به قول شما تربیت بچه ام مهمتره ب ...

اره ببین پسرت الان قابل توجیه و کنترله،چون من خودمم نمونش رو دارم

اینجا خواهرت مقصره،چون پسرت بزرگتر که بشه دیگه اصلااا نمیشه قانعش کرد و نگهش داشت

کاش یجوری پسرتو زده میکردی از اینکه بره اونجا،یا با جایزه و پاداش راضیش میکردی

اره ببین پسرت الان قابل توجیه و کنترله،چون من خودمم نمونش رو دارم اینجا خواهرت مقصره،چون پسرت بزرگت ...

چطوری؟ میشه یه راهی مثال بزنی، بخدا دعات میکنم، خیلی کلافه شدم دیگه.

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
چطوری؟ میشه یه راهی مثال بزنی، بخدا دعات میکنم، خیلی کلافه شدم دیگه.

ببین میتونی مثلا اگه پاستیل دوست داره به بهانه ی پاستیل بیاریش خونه

یه چیزی رو که دوست داره و قابل استنرار هست رو واسش پاداش قرار بدی و بخاطر اون بیاریش خونه ی خودت

بعدم دائم باهاش حرف بزنی که هرجا من هستم تو هم باید باشی

ببین کارت سخته چون خواهرت همکاری نمیکنه،وگرنه بچه یه کم گریه میکنه و با یه چیزی یادش میره

به خواهرت بگو در حقم خواهری کن ،بگو این بچه ۴ روز دیگه پدر منو در میاره،خواهشا جلوش اصرار نکن،وگرنه بعدا در هیچ زمینه ای از من حساب نمیبره و ببخشید سرکش میشه

ببین میتونی مثلا اگه پاستیل دوست داره به بهانه ی پاستیل بیاریش خونه یه چیزی رو که دوست داره و قابل ...

فکر خوبیه، ولی خواهرم اصلا همکاری نمیکنه، هر بار میگم ، میگه مگه ما غریبه ایم، خونه خودتون و ما فرقش چیه. اصلا متوجه نگرانی من نیست.

تازه پیش مادرشوهرم و فامیلامونم میگه پسرش به من بیشتر وابسته اس، پیش من اصلا یاد مامانش نمیفته. انگار افتخار میکنه به این موضوع.

یه بار از سر کوچه تا خونشونو دوید که من بچه رو ازش نگیرم. منم اونقدر عصبانی شدم که پسر خودمو کتک زدم. بعدش دیگه فک کن چه عذاب وجدانی داشتم و کلی گریه کردم

ربی هب لی من لدنک ذریه الطیبه انک سمیع الدعا
فکر خوبیه، ولی خواهرم اصلا همکاری نمیکنه، هر بار میگم ، میگه مگه ما غریبه ایم، خونه خودتون و ما فرقش ...

اگه واقعا اینقدر بی منطقه،تو کار درست رو بکن

تربیت بچت رو فدای دوستیهای خاله خرسه نکن،مثاله خاله خرسه(قصد توهین ندارم)

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز