2821
2789
عنوان

همسرم..

135 بازدید | 7 پست

حالا ادامه تاپیک قبلی از اونجا مهمونی های فامیل های همسرم خیلی زیاده حتی عید هم ک تموم میشه اینا تا اردیبهشت آخر هفته ها همو دعوت میکنن. مامانم میگه این همه جا میری باید دعوت شونو پس بدی دعوت شون کنی الان خالش و دخترخالش و عمه اش رو هم دیگه ۱۶ نفرن صد دفعه خونشون رفتیم ب شوهرم گفتم اینارو باید پس بدیم منم بچه کوچیک دارم میگه اشکال نداره ی نفر میگیرم بیاد کمکت اما خونشون باید بریم. الان مادرش اینا تازه خونمون بودم خاله و عمشو بگم میگه مامانم اینا رو نگی ناراحت میشن. باید اونارم بگم که ۲۱ نفر میشن. گاز کوچیک و خونه ی کوچیک. شوهرمم ک حالیش نیس میگه هرجا دعوتیم باید بریم عیب نداره پس میدیم مادرشوهرمم ک ملاحظه نداره نگمش ناراحت میشه  از دستشون خسته شدم نمیدونم چیکار کنم امروز فقط گریه کردم

راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی می‌گرفتم یا سخت بود یا وزنم برمی‌گشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهم‌تر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.

یبار اونارو دعوت یبار اینارو

ی بار اومدن خونمون ۵ سال پیش زله شد خودش. حالا یادش رفته از این ب بعد زیاد فامیلاشو دعوت میکنم ک خسته بشه بلکه رضایت بده کمتر بریم خونه هاشون. میگم رفت و آمده دیگه هر رفتی آمدی داره

منم خیلی مهمون میادخونمون اولش مثل توبودم ناراحت میشدم استرس میگرفتم ولی الان دیگه عادت کردم ازشب قبل یه سری کارامومیکنم صبح بچمومیبرم خونه مامانم تاشب ازهمسرمم کارمیکشم توخیلی چیزامثلن میوه شستن جاروو...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2824
2823
2791
2779
2792