دستور میده فقط! اینو بیار اونو بیار!
پریودم و دلدرد از صب کلافه ام کردم
تو اتاقم دارم از درد به خودم میچیپم هی صدام میزنه ناهار بیار واسی بار دوم!
دیدم انقد داد میزنه پاشدم ب زور کشیدم براش بشقابو گذاشتم رو اپن
اینم پایین اپن نشسته بود حاااااضر نبود دستشو بلند کنه بشقابو برداره
خیلییی حرصی شدم لیوان ابو ریختم رو سرش غذا رو هم ریختم تو قابلمه
قابلمه روهم تو کابینت قایم کردم
اومدم ب دلدرد خودم بنالم
بشدتتتت تنبله لباسااشم انتظار داره ما جمع کنیم
پیرهنش دیشب وسط پذیرایی انداخته بود پارش کردم تیکه میکشم باهاش
دارم میگم حاااضر نیس پاشه یه لیوان اب برداره بخوره
هی بلند میگه اب بدنم کم شه تو مقصری
گلوم خشک شه تو مقصری
چیکاااااار کنم من با ایننن