یه رفیق صمیمی دارم نزدیک ۱۵ ساله باهم دوستیم خیلی دخترخوبیه اما مثلا هروقت خودش دورش خلوت باشه میگه بیا بریم بیرون یا مثلا حرف بزنیم.اما هرسری که من میخوام که بریم بیرون میگه نه امروز کار دارم امروز با خواهرمم و این حرفا… وقتاییم که میریم همیشه من ماشین میبرم حتی گاهی خواهرشم میاره اما تاحالا نشده هرروز که با خواهرش میرن بیرون بگه دنبال توام میام باهم بریم،منم دیگه ام نمیتونم دوست جدید پیدا کنم که بهش اعتماد داشته باشم.شما بودین چیکار میکردین؟بعضی اوقات مثل امروز بدجور دلم میگیره و دلم میخواد باهاش باشم اما اینجوری جوابمو میده…حتی گاهی واسه اینکه بیاد میگم مهمون من بریم کافه
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
این هرجور دوست داری فکر کن رو من به آدمایی میگم که فکرشون برام مهم نیست آدم جدیای تو زندگیم نیستن ولی یه دوست یعنی یه فردی که اندازه خودش مهمه و تو دلخور بودی یعنی اصلا ناراحتیت براش مهم نبوده؟
شاید بهتره بیخیال همچین آدمی بشی
اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر میکنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی میکنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم
منم دوست اینجوری دارم از دوم راهنمایی حتی دانشگاه یجا بودیم و الان بعد ازدواج .همیشه عین همین دوست شما بود .منم سرمو ب زندگیم گرم کردم بارها گفته دیگه سراغی نمیگیری گفتم وقتی سرت شلوغ جواب یه پیام نمیدی منم بهم برخورد دیگه عزیزترین دوستم باشی ولی آدمم غرور داره .
درسته همیشه میگم دیگه نمیرم سمتش اما وقتی اون میاد منم با کله میرم…
به نظرم تو اینجوری مواقع به خودت یادآوری کن که باید برای خودت ارزش قائل باشی
تنهاییت رو با آدمهای درست و حسابیتر پر کن
برو دوستهایی پیدا کن که اینجوری نباشن
به هرحال آدم تنها باشه بهتر نیست تا هر بار اینجوری حس بد بگیره؟ نمیدونم بازم خودت میدونی
اعتقادات من خلاف چیزیه که فکر میکنی اکثر جامعه قبولش دارن اینکه تو این جامعه زندگی میکنم به این معنا نیست که تفکرات غالب بهش تفکرات منم باشه _________ درخواست دوستی نمیپذیرم