2777
2789
عنوان

خواستگار میاد خجالت میکشم

225 بازدید | 8 پست

بچه ها من میخواد خواستگار واسم بیاد ولی روبه رو شدن با خانواده غریبه و پر جمعیت خیلی خجالت میکشم اصلا اعتماد بنفس ندارم ولی خیلی سعی میکنم تلقین کنم اعتماد به نفس دارم و کم حرفم چیکار کنم اصلا حرفم نمیاد چیکار کنم

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

کم کم اگه عروسشون بشی باهاشون آشنا شی روت هم باز میشه و راحت صحبت میکنی طبیعیه عزیزم

غنچه با دل گرفته گفت: زندگی  ...  زندگی لب ز خنده بستن است   گوشه ای درون خود نشستن است  ...  گل به خنده گفت: زندگی شکفتن است   با زبان سبز راز گفتن است ...  گفتگوی غنچه و گل از درون باغچه باز هم به گوش میرسد...  تو چه فکر میکنی   کدام یک درست گفته اند   من فکر میکنم گل به راز زندگی اشاره کرده است   هرچه باشد او گل است  ...  گل یکی دو پیرهن بیشتر ز غنچه پاره کرده است   "قیصر امین پور"
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز