عروسی یکی از دوستام بود، شوهر این بنده خدا میخواسته مثلا سوپرایزش کنه یه حلقه خیلی ظریف خریده بوده براش بعد قایمش کرده بوده تو اون تیکه کیکی که عروس میخواسته بخوره، عروسم عین خر کیکو گاز میکنه انگشتر گیر میکنه تو گلوش🌚 خلاصه کل شب عروسی این بدبختا به بیمارستان و... این حرفا گذشت🤡
ولی عروسی یکی از فامیلامونم بود، عروس نه آرایشگاه رفته بود نه هیچی، عوضش داماد هم آرایشش کرده بود هم موهاشو بسته بود... عروس کم از دلقکای تو سیرک نداشت ولی🤡