امروز رفتم ساندویجی یه خونواده عجیب دیدم. ی خانوم که تو دهه سی سالگیش بود دیدم با شوهرش نشسته بودن و پنج تا دختر داشت و دختر اولش ۱۵ ساله بنظر میومد تا دختر اخر که یک ساله بود و دختر اول ی بچه نوزاد داشت و با ی مرد که خیلی ازش بزرگتر بود ازدواج کرده بود