من برعکس پروفایلم یه گربه ی ملوسم که میخوام ته استکانی لب پر شده رو بلیسم.
اینجا مز مز داره مرز به مرز تا اعماق مغز مثل شیرینی گز بر عکس طعم ترش سرکه آگینش پیش میره و من از شدت جنون مزه ی مزمز لا کردار مقداری ماست روی فرش ابریشمی مادرم میریزم و مادر گرامی با کفگیر سفت و روغنی به دنبالم می افتد و من ترسان ترسان لرزان لرزان به در خانه ی همسایه پناه میبرم .
خانم همسایه هم چیپس آورده است . تعارف میکند: چ مخوری چپس مخوری؟
من هم با احترام خاصی که فقط موقع خرابکاری ازم سر میزنه میگم واگعیه یه کیگه؟
خانم همسایه با ادب و متانت نداشته اش میگوید نمیدانم اطلاعی ندارم .
و شوهرش موقعی که سیگار را خاموش میکند پنجره را باز میکند و دریچه آه میکشد.
از آنطرف هم یکی گربه ها را سلاخی میکند گوربه ها را پیش پیش میکند.
😁
گاهی واقعا میشه از یه چیپس و یه سری اراجیف یه متن نوشت .
بهم نخندین میدونم دیوونه ام 😉😁😂
