درسته من قیافه انداممم خوبه خواستید عکسم میزارم
خرداد امسال با خواهرم تنها نباشه باهاش میرفتم دانشگاهش امتحانشو بده برگرده اونجا یکی آشنا در اومد با پدربزرگم ک معلم بوده ایشونم کارمند دانشگاه بودن ۴ تا بچه داشت یکیش تو تهران پسرش پزشکی میخوند
دخترش دکتر ماما بود دوتا از پسراشم یکیش سرباز بود یکیش مترجم زبان ازم خواستگاری کرد منم که نومزد داشتم قبول نکردم خودش ۵۵ اینا سالش میشد برا یکی از پسراش
بعد از اون به بعد بخاطر من به خواهرم میگه بیا بهت نمره بدم همه کتابات👌قصدمم پز دادن نیس فقط خواستم تجربمو بگم