تصمیم گرفتم خانواده شوهرم هر رفتار نامناسبی با بچهم داشتن همون موقع به رو بیارم. کم خودم آسیب ندیدم از سکوت در برابرشون.
شوهر رو هم توجیه کردم بچهی خواهر و برادرش هر سختی دارن ما مسئول دلسوزی براشون نیستیم و پدر اگه لازم شد باید جدی و حتی شده تند دفاع کنه از بچش.
اون بچه ها هم گناه دارن اما پدر و مادرشون روش غلطشون رو تو زندگی و تربیت اصلاح کنن که ما نشینیم واسه مشکلاتشون دلسوزی کنیم و اجازه بدیم به بچه ما زور بگن که عقده هاشون خالی بشه. مامسئول این طفل معصومی هستیم که جز ما فعلا پناهی نداره.
از این به بعد شعار من هر حرف مفت یه تودهنیه. به جز مادرشوهر که کلا باید در برابرش سکوت کرد. چون هم بزرگتره و هم بیشعورتر از همه و کلاً نمیفهمه.