شوهر دوتاشغل داره کشاورزی وکارمندی
کشاورزی باپدرش شریکن
ومن بایدبرم خونه مادرشوهرم محصول درست کنیم سبدسبدکنیم
حالا به شوهرم میگه سهمتاجداکن بیارحیاط خودمون درست کنم میگه نه هروقت بابام مردبین بچه هاش تقسیم میکنیم
منم گفتم حالا که اینطوره کلن نمیخام آسایش کنامختل کردین
بعدخاهرشوهرم پیش ینفرگفته عروسمون فرش کابینت وغیره خریدن محصول کشاورزی بابام رامیچاپن منم ناراحتم
چراشوهرم یکاریاشسته رفته انجام نمیده
حرف حدیث توش نباشه
ماازدواجمون فامیلیه حالا گفتم بهتره سواکنی خاهرتم همچین حرفایی زده میگه خواهرم نمیگه خواهرم رابایددامادمون طلا بگیره خواهرم خیلی خوبه