دارم میمیرم از استرس شدید تهوع دارم
تا مراحل اخر طلاق رفتیم ولی شوهر میگ پشیمونم و بگم ن دست بزن داش ن معتاد بوذ ن اهل دادوبیداد ،فقط زندگیو ترک کردو منم وقتی زمان زیادی نیومد مجبور شدم درخواست طلاق بدم ک اونم نیومد تا روزای اخر...
الان مبگ پشیمونم و از بابات ترسیدم بیام ، ی دلم میگ بهم فرصت بدیم ی بار دیگ ی دلم میگ اگه باز اینجور شد چی ، دارم از استرس سکته میکنم