قبلا گفتم بهم خیانت کرده در حد چت ..اما چون اون خانوم مستاجرمونه قضیه خیلی دردناکه
گاهی میسازم گاهی میسوزم
شوهرم خیلی ابراز پشیمانی میکرد
و چون نمیخواستم آبروریزی بشه اجازه دادم تا موعدشون بمونن.
حالا قراره اون واحد فروش بره ..
شوهرم اجازه نداده بود مشتری بره خونشون .
گفت چرا نفرستادی ببینن
گفت بدموقع بود زشته آخه
گفتم چه زشتی؟برای کی؟اون زنیکه ی خراب مگه خوب و بد رو میفهمه ؟
گفتم چرا یه زنگ نزدی ببینی شرایطشو دارن یانه
چرا کاسه ی داغ تر از آش شدی ؟چرا هواشو داری ؟
خلاصه من قاطی کردم