همهی خواهر برادرای شوهرم تعطیلاتو خونهی مادرشوهرمم به مدت دو هفته!
خیلی سخته واسه من بودن تو این هیاهو و این حجم از کار خونه
امشب دختر دو تا از حاریامم شام اومده بودن سنشون نزدیک به منه
اونا راحت بودن واسه خودشون میرفتن میومدن ولی من کلا معذب بودم و مشغول کار!
چقد بده عروس بودن تو اکثر خانوادههای ایرانی
شوهرمم که روزی یه ربع میبینم😐