آقا صبح با دختر خالم رفتیم بیرون دور زدیم خسته شدیم رفتیم پارک تو سایه نشستیم بعدش من دشوییم گرفت رفتم دشویی اومدم برون دیدم مامانم زنگ زده به دختر خالم میگه یکی از همکارای بابای هستی(یعنی من)شمارو دیده میگه نمیدونم اینا بدون روسری رفتن پارک هیچکسم نیست نشستن الانم یکن پیش میگن مرده گفته اینا رفتن پارک پشتشون ی پسره با کادو رفته پسره رو گرفتیم(من اصلا نمیدونم از کی حرف میزنن بهم تهمت زدن بخدا)اینام میگن پیرینت بگیریم فلان من شاید تو گوشیم ی چیزایی داشته باشم ولی بخدا اون پسره نمیدونم کی بوده اصن دوس پسر من خواب بود تا لنگ ظهر تازه بیدار شده میگن باید مدرک ببریم فلان
بابا چیکارس که رفیقاش اینقدر اختیار عمل دارن از خودشون
مردی برای تمام فصول؛ الهامگرفته از شخصیت سر توماس مور. کسی که آرمانش را خودش انتخاب میکند و هیچ تهدید، وسوسه یا فشار اجتماعی او را از مسیرش منحرف نمیکند