سلام ما دیشب مهمونی بودیم و آخر شب که همه رفتن چند نفرمون موندیم دو تا از خاله هام و جاریم و ما
بعد هی صحبت و خنده و اینا تا اینکه جاریم گفت آره یکی از اقوام اومده خونمون (زن و شوهر جوون بودن) بعد موقع خواب رفتن تو اتاق و بعد صدای حموم میومده و از این حرفا من با اینکه نسبتی با اون خانوم و آقا نداشتم اما چون جمع هم مردا بودن و هم خانوما ناراحت شدم که این حرفو زد اونم با مسخره کردنشون بعد همسرم بیرون بود آخر حرفاشون رسید گفت چیه چی میگید و اینا میخواست دوباره تعریف کنه من گفتم هیچی چیزی نگفت بعدم به جاریم گفتم زشته که این حرفا رو میزنید اونم با لحن تندی سریع وسایلاشو برداشتو به شوهرش گفت پاشو بریم این میخواد برای من تعیین تکلیف کنه که من چی بگم و چی نگم .... حالا وقتی که رفتن همه به من میگن تو مقصر بودی نباید میگفتی ... من حرف بدی زدم؟
قبل هر چیزی، من از ادم چسب متنفرم فاصلتون و حفظ کنید فرقی هم نداره چ جنسیتی دارین⚡️من صبح كه از خواب پا مى شم دلم مى خواد كسى نباشه باهام حرف بزنه، مى خوام از خونه كه میرم بيرون، كسى منتظر نباشه تا برگردم؛ دل كسى تنگ نشه واسم؛ كسى منو نخواد؛ مى خوام تنها باشم.
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
همه ما، تاکید میکنم همه ما برامون اتفاق افتاده که جوگیر شدیم و حرفی تو جمع زدیم که نباید بزنیم، جاری شما هم همینطور تحت تاثیر جو بوده شما کوبیدیش وسط جمع
بازم ما اونجا نبودیم ببینیم با چه لحن و حالتی گفتی که طرف عصبی شده رفته