من پارسال تو دوران عقد با تنها جاریم که ۱۵سال ازمبزرگ تر رفتم مسافرت هرجا می خواستیم بریم شوهرم میکقت باید همه با هم بریم کلا کاری دونفره نتونستیم انجام بدیم بازی اینا شبا ده می خوابیدیم روزام با یه ماشین در سکوت میشستیم تو ماشین میرفتیم حالا امسالم اونا می خوان برن با خواهرشورم هم که بچه دارن حالا من می خوام تنها برم شوهرم میگه باش ولی ته دلش میدونم می خواد با اونا بره هعی هم میگه تو آلان حالیت نیست که تنهایی رفتن بده باید بری که بفهمی اعصابمو خورد کرده شما بودین چیکار میکردین ؟؟
چند ساله ازدواج کردی؟ اوایل گار شدید میگیرن کم کم خوب میشن نگران نباش همسر منم از اینجور ادما بود من کلا ادمی هستم که تنهایی رو دوست دارم الان همسرم عادت کرده
ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.
من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.
ن خوش میگذره به شرطی ک برنامه ریزی داشته باشی الان جایی قراره شب بمونید رزرو کرده باشید لباس گرمم ...
چی بگم خیلی ناراحتم اعصابم خورده بعد مادر شوهرم اینام هعی میگن تنهایی که آدم تو خونشم هست منم نمی تونم بگم که خشک و خالی رفتن هم با بچه دارا بدرد نمی خوره
اوووو خب دیگه حالا حالاها چالش دارین نگران نباش هر دو باید کوتاه بیاید یه بار شما کوتاه اومدید خونوادگی رفتید اینبار نوبت همسرتونه کوتاه بیاد تنها برید زندگی دو نفره همینه باید به خواسته های هم احترام بزارید هر دو طرف اگه از این مشکلات دیدی زیاد داری به همسرت بگو با عم برید مشاوره دقیقا همین حرفارو بهش میزنه