گربمو ۵ روزه مامانم داده به یه خانواده دیگه دلیلش و تو تاپیک قبلی گفتم...
حال روحیم افتضاح... همش گریه اونم نه جلوی بقیه وقتی با خودم تو اتاق تنهام همش یادش میفتم عکساشو میبینم یاد خاطراتش وسایلای بازیش قلبم انگار بهش چاقو میخوره.....
کاش از اولش نبود
چقدر ما انسان ها خودخواه هستیم
از گریه ی شدید حتی نفسمم بالا نمیاد
شاید اگر اون بود من خوشحال بودم❤️
اون یه فرشته بود من بودم که بد بودم خدا حتما منو دوست نداره که انقدر بلا سرم میاره انقدر که زندگیم اینجوریه
شاید که بنده خوبی نبودم و نیستم