دلم ریخت پایین
قبل طلاقم دو ماه زندان بود
کلاهبرداری میکرد ولی من اصلا نفهمیده بودم،
شماره زندانو سیو داشتم
با وثیقه اومد بیرون ک بدهیاشو بده
نمیدونم چرا باز افتاده
من جواب ندادم ولی سرکار کلی گریه کردم
دلیل زندان بودنش بدهی داشتن ب مردمه
قبلا یبار خیانت دیدم بخشیدم
وقتی زندان بود گوشیش دست من بود دیدم وقتی نبودم و قهر خونه بابام بودم بازم خیانت کرده
گفتم شاید بخاطر تنهایی بوده بیاد بیرون درست میشه
رفتم رضایت شاکیشو گرفتم اوردم بیرون
قبل اینکه گوشیشو بدم اینستاشو هک کردم،حدود۳۰شهریور اومد بیرون
گوشیو دادم و باهاش سرینگین شدم
فرداش رفتم اینستا دیدم ب دختره بازم پیام داده ولی پاک کرده بود
منم جم کردم اومدم و دی طلاق گرفتم
امروز ک زنگ زد شوک شدم و گریه کردم
من هنوزم دوسش دارم،با اینکه کلاهبرداری کرد ولی من باورم نمیشه.من الانم ک جدا شدم جیگرم اتیش گرفته
کاش خوشبخت بشه و حل بشه
با اینکه کلی بد کرد ولی کلی ام خرجم کرد
نذاشت کمبود چیزی حس بشه
ولی من هیچوقت نخاستم بره راه خلاف
الان خودمم مقصر میبینم
و عذاب وجدان دارم ک چرا تو خوشی بودم ولی الان ولش کردم
و اینکه الان زندانه دارم دیوونه میشم
نمیدونم کدوم حس درسته کدوم غلط