روز اخر سال 1402 هم به نیمش رسید هم قشنگه هم تلخ
میدونی کجاش قشنگه جایی که با زیبایی تمومش کنی و ببخشی دیشب هرچی فکر کردم دیدم خب ضربه زیاد خوردم از همه از دوست اشنا خانواده به خودم اومدم گفتم یاسمین اونا باعث شدن تو قوی تر بشی من همه بخشیدم همه رو دلم و خونه تکونی کردم اماده شدم برم به استقبال بهار به امید فردای بهتر به امید شروع دوباره دیشب کلی قول هم به خودم دادم هم از همسرم گرفتم شاید تغییر کنه شاید عوض بشه من فقط امیدوارم