2777
2789
عنوان

خاطره

295 بازدید | 17 پست

یهو یادم افتاد جوون تر که بودم پدربزرگ دوست پسرم فوت کرده بود.دوست پسرم از یه استان دیگه بود من از یه استان دیگه . تا ۴۰ روز سیبیلامو ابروهامو نزدم . لباسامم در نیاوردم مشکی پوشیدم🤣🤣🤣🤣🤣آخر سر مادر و مادر بزرگ و خود دوست پسرم از اون سر ایران پاشدم اومدن منو از عزا در اوردن🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

۱۵ سال عینک می‌زدم، صبح‌ها دنبال عینک می‌گشتم، تو مهمونی‌ها نگران خط عینک بودم و آرایش چشمم درست درنمی‌اومد… 🥺

واقعاً خسته شده بودم! 😩💔

تا اینکه پیش دکتر کیوان رضایی تو بیمارستان نور لیزیک کردم 💕

عملش انقدر ساده و راحت بود که خودم تعجب کردم! فقط چند دقیقه طول کشید و اصلاً درد نداشت 😍

الان بعد از ۱۵ سال، بدون عینک بیدار می‌شم، راحت آرایش می‌کنم، با بچه‌ها بازی می‌کنم و تو هر عکسی احساس زیبایی و آزادی می‌کنم ✨💖

واقعاً بهترین تصمیم زندگیم بود.

گفتم اگر کسی عینکی هست و دنبال دکتر میگرده از اینجا میتونه باهاشون مشاوره بگیره

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز