2777
2789
عنوان

خاطره

287 بازدید | 17 پست

یهو یادم افتاد جوون تر که بودم پدربزرگ دوست پسرم فوت کرده بود.دوست پسرم از یه استان دیگه بود من از یه استان دیگه . تا ۴۰ روز سیبیلامو ابروهامو نزدم . لباسامم در نیاوردم مشکی پوشیدم🤣🤣🤣🤣🤣آخر سر مادر و مادر بزرگ و خود دوست پسرم از اون سر ایران پاشدم اومدن منو از عزا در اوردن🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز