2777
2789
عنوان

مامانم

90 بازدید | 8 پست

امروز منو مامانم نوبت برا آرایشگاه داشتیم باهام شر انداخت یکار کرد اعصابم خورد بشه با خواهرم رفت تا ساعت ۸😑

الانم غذای ظهر که من نخوردم داده به خواهرم برا من پیشنهاد تخم مرغ میدن 😑

۴ ساعت تو خونه تنها نشستم حوصله ام سر رفته الانم خوابیدن چون خیلی خسته شدن

دیوونه شدم از دستشون که یه دیقه هم برا من ارزش قائل نیستن

همیشه از اینکه برم انحراف بینی‌م رو عمل کنم و بخوام تامپون بکشم میترسیدم  
ولی دوستم پیش دکتر حامد عباسی بدون تامپون عمل کرد منم رفتم و عمل کردم پیششون و الان خیلی راحت تر نفس میکشم، عمل زیباییشون هم بدون تامپونه
اگه شما هم درباره عمل بدون تامپون کنجکاوید، جزئیات بیشتر رو اینجا ببینید   

وا خب پا میشدی یه غذای ساده میذاشتی همه دور هم بخورین

همین جوریم داشتم خونه ارو مرتب میکردم

خانم ها رفته بودن گردش من ادامه خونه تکونی براشون داشتم

دیگه حالم بد بود نتونستم

بعضی بچه هارو ننه باباها دوس ندارن بعد میگن فرق نمیذارن    

بابا میدونی امروز چقد خوشحال بودم میگفتم میریم هم یه تغییر میکنیم هم روحیه امون باز میشه

الان میشینن منو توجیه میکنن که نه خوش نگذشت انقد اعصبانیم که حد نداره


ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز