امروز افطاری کم خوردم با بابام دعوام شد گریه کردم اعصابم خورد شد
نه تمرین گیتار کردم نه زبان خوندم نه کتابمو خوندم
نه ظرفارو شستم
الانم همین جور پای گوشی نشستم بلند نمیشم
امروزو بیخیال کارای نکرده ام بشم و پاشم برا خودم عشق و حال کنم و نودل و سیبزمینی سرخ کرده درست کنم بخورم
یا این که خودمو مجبور کنم شروع کنم به انجام کارام