2777
2789

امروز روزه بودم با یه سر و وضع خیلی معمولی به درخواست بابام اومدم واسه ۳۰ یا ۶۰ دیقه تو ماشین نشستم چون برقا رفته بود و در پارکینگ باز نمیشد قشنگ رنگ صورتم زرد بود

اینو بگم که ما یمدته به خاطر قرض ماشینمون رو فروختیم و الان فقط ماشین کار بابام هست که اونم وانت باره بنابر این تو این ماشین بودم 

همکلاسیم که پسر بود با موتور که ترکش نشسته بود اومد من چون احساس کردم اونه از چند متری سرمو انداختم پایین و دستمو یه حالتی گزاشتم رو صورتم دیدم وایساد با اینکه زیادی صمیمی نیستیم ولی خب سرمو که گرفتم بالا دیدم وایساده بعد سرشو تکون دادم منم از خجالت آب شدم سر تکون دادم توی وانت بودم بعدش اونهم رفتن

ولی خو نمیدونم دلیل وایسادنشون من بودم یا موتورشون مشکل داشته 

بعد زنگ زدم به مامانم به شوخی فوش دادم و اینا ولی خو خیلی حالم بد شد از همون لحظه 

اصلا چجوری از اون همه فاصله منو دید؟

من که اصلا خم شده بودم

تو رو سننه قربونت برم؟؟

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

مگه وانت داشتن و تو وانت نشستن ایراد داره؟

اعتماد به نفستو ببر بالا...

اصلا نباید سرتو پایین میاوردی


منم یه زمانی مثل شما فکر میکردم ولی وقتی سنت بالاتر بره متوجه میشی که این چیزا اصلا اهمیت ندارن 

اون همکلاسی خودشم سوار موتور بوده خب...

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

نهنگ آبی

isa32265 | 2 دقیقه پیش
2791
2779
2792