بچه ها خونه ما جن داره اقا دخترم امد امد با ترس که رنگش پریده بود گفت بابا میخواستم تواتاق بخوابم که یکی اول گفت فردا نرین بعد فکر کردم خیالاتی شدم دوباره تو گوشم با صدای بلند گفت فردا نرین خوب منم ترسیدم چون میخواستیم بریم خونه بابا بعد رفتم سرویس بهداشتی تو حیاط هست بیاین الان تایپ میکنم