بچه ها خونه ما جن داره اقا دخترم امد امد با ترس که رنگش پریده بود گفت بابا میخواستم تواتاق بخوابم که یکی اول گفت فردا نرین بعد فکر کردم خیالاتی شدم دوباره تو گوشم با صدای بلند گفت فردا نرین خوب منم ترسیدم چون میخواستیم بریم خونه بابا بعد رفتم سرویس بهداشتی تو حیاط هست بیاین الان تایپ میکنم
نشسته بودم تو توالت بعد در رو زدن گفتم کیه عمو شوهرم صداش بود گفت منم گفتم صبر کن دوباره در زدن دخترم در رو رفت باز کرد از توالت امدم بیرون گفتم پس عمو کجاست گفت عمو نبود که بهار دختر کوچکم بوده خونه ی عمه اش بود گفتم بهار درمیزدی عمو نبود دم در گفت نه زنگ عمو زدم عمو گفت خواب بودمه من