سلام. وای. امروز. غروب. معجزه. شد برام. خواهر. شوهرم. امده بودن. خونه. ما. یه. دختری. ۴ساله داره خیلی. خوش. زبون. ماشاالله. من هم. دوست. داره. خیلی. بهم میگهخاله. همین. طور. نشسته. بودیم چایی. میخوردیم. اون. همکنارم. یه. دفع. بهم. گفت.خاله. من. هم. چایی. من هم. چای. استکان. خودم. نصفه. بود. بهش. دادم. با یه. دونه. قند. اون. هم. خود ولی. یه. دفعد دیدم. بچه. داشت. خفه. میشد. مادرش. هم. بود. جیغ. میکشیدم. باور کنید. بچه. سیاه. شده. بود. همه. هول. کرده. بودیم. نهایت. مادرش. انگشتش. کرد توگلو. بچه. خدا. رحم. کرد. قند. درآمد. از گلویش. ولی. چنان. ترسیدم. که. سرم. درد گرفت. بدنم. میلرزید. مخصوص. این. که. من اشتباه. کردم. قند. بهش. دادم. حالا. به. نظرتون. کارمند. اشتباه. بوده نظرتون. چیه. برای. این. اتفاق. ممنون. بازم. خدا رو شکر. بهم. رحم. کرد.