سلام دوستان من یک خواستگاری دارم که دو ماهه باهم آشنا شدیم و در واقع بعد دو ماه ایشون اومدن خواستگاری من ، ایشون تک فرزند هستن و برای زندگی هم طبقه بالای مادر شون رو انتخاب کردن هم خودش هم پدر مادرش تحصیل کرده ان، میگه خیلی دوست دارم قول میدم خوشبختت کنم ، ولی الان نظر اطرافیان دل منو سرد کرده همش میگن از فکرت پسره رو بیرون کن ، شما بودین ازدواج میکردین باهاش؟ در ضمن از لحاظ سطح مالی خیلی با هم فاصله داریم و اونا وضع مالی خوبی دارن
تنهایی؛آدم پوچ میگیره، آدم غنی تحویل میده.آدم ضعیف میگیره، آدم قوی تحویل میده.ذهن بسته میگیره، ذهن باز تحویل میده.آدم سطح میگیره، آدم خبره تحویل میده.آدم گم شده میگیره، آدم مصمم تحویل میده.تنهایی، یه نوع دستگاه اپدیته. دستگاه آدم سازیه.آدم توی تنهایی راهشو پیدا میکنه و ساخته میشه.مهم نیست چند سالته، خوبه که تنهاییتو دوست داشته باشی.و اگه از تنهایی فراری هستی یا میترسی. بدون به شدت قراره آسیب ببینی.-دیاکو.
اگرپسرخوبی باشه و معیاراتو داشته باشه چه اشکالی داره
ولی اینو هم درنظربگیرکه یکجا نشستن با خانواده همسرخیلی مشکلات به وجود میاره و به نظر خانوادت هم توجه کنگاهی اوقات اونا چیزیمیبینن و میدونن که ما نمیدونیم
دلیل شون اینه که میگن همه اولش حرفای قشنگ قشنگ میزنن ، میگن بری اونجا زندگی کنی دائم میخوان تو زندگیت دخالت کنن ، ولی من با مامانش صحبت کردم میگه من تو رو جای دخترم قبول میکنم ، من خودم شاغلم بعد مامانش میتونه بچه مو نگه داره بخوام ادامه تحصیل بدم کمکم باشن ، الان واقعا نمی دونم چکار کنم دیگه
بنا به دیده ها و شنیده ها مطمئنم به مشکل بر میخورین،شده نزدیکشون خونه بگیر ولی تو یه ساختمون نرو،اینحوری حرمتا هم بهتر حفظ میشه.بعدم این آقا تک فرزنده فردا تمام کارای والدینش با اونه دیگه غر نزنی از حالا خودت و آماده کن.