از سال دوم ازدواجم شک کردم به اعتیاد ولی منکر شد هر بار به بدترین شکل زجرم داد تا حدی که با غلط کردن ازش معذرت خواهی کردم
دخترم دو ماهش بود دریغ از یک قرون پول دریغ از یه دره خوراکی تو خونه ولی وقتی خواستم از شلوارش سویچ ماشین رو در بیارم کلی تریاک
اون زمان مادرش در جریان بود و باز هم قبول نکردن و برای یک سال همشون تردم کردن
به توصیه مشاور دو سال بی خیالش شدن ولی الان ۵ سال از اون روز میگذره روزبه روز عصبی ار شککاتر
خستم کرده