هردفعه از مادرشوهرم بدی میبینم باز یادم میره اون سری قبل ک جلو جمع ضایم کرد این سریم ک تازه امروز رسیدیم شهرستان خونشون ی برادرشوهرم مجرده میگفت چرا اونو نیاوردید در صورتی ک اون بیشتر با یکی دیگه از برادراش میاد و میره بعد تا ۲۸سره کاره
بعد ظرف زیاد کثیف میکرد میشستم خدامیدونه مایع زیاد نزدم اومد گفت این همه مایع براچیشونه گفتم چی حرفشو عوض کرد
میخام ب شوهرم بگم برگردیم این منتظر ما نبوده و نیس