سلام
امروز افطار دعوت بودیم
ما یکم زودتر رفتیم برای افطار چون همسرم شیفته بود
بعد اونم تازه نامزد کرده عقد هم نیس
با مامانش اومده بود
بعد. ما وارد شدیم. همه از جاشون بلند شدن جز اون مادر و دختر
جاریم سرش انداخت پایین
مامانش هم خودشو زد به افطاری خوردن
بزرگو کوچیک بلند شدن جز اینا
منم برای تلافی خدافظی کردم دست همه رو گرفتم با همه خدافظی کردم جز اون دوتا 😑