وای داشتم با مادرم میومدم خونه ، داداشم و پسر خالم هم با ما بودن(9 و 10 سالشونه) بعد گربه ای که همیشه تو خونمون وله دقیق جلو درمون داشت با یه گربه دیگه جفت گیری میکرد🤦🏻♀️ بعد منو مامانم پر پررررر میزدیم اینا برن اینا هم بس نمیکردن
پسر خالمو داداشمم فکر میکرد بین گربه ها دعواس میخواستن برن گربمونو نجات بدن😐😂
حالا هی منو مامانم پر پر میزدیم
الان پسر خالم میگه گربتون دیگه مرده اون یکی خیلی بزرگ بود😂😂😂😂
کم بدبختی دارم باید حواسم به گربه ها هم باشه😑🤦🏻♀️