نخیر برنگشت
چندتا کد مسخره فرستاده بود رو گوشیم و نوشته بود تو کد برنامه ی ایتا و روبیکا و.. منو میزنی
منم از اونجایی که خیلی حرف تو سینه نگه داشته بودم و دیگه نمیتونستم این حجم از وقاحت رو تحمل کنم زدم به سیم آخر
زنگ زدم و همههههههه حرفایی که پنج سال خورده بودم رو گفتم
بعدم گفتم فک نکن سطح تو با من یکیه فک نکن زنگ زدم که برگردم یا پشیمونم اتفاقا برعکس
فقط این حرفا داشت خفه ام میکرد
و من زیادی واسه سینه قبرستون حیفم الانم برو به درک!🙂
مث چی پشیمون شده بود ولی من دلم آروم گرفت
ظلمایی که در حقم کرده بود رو حس میکنم الان میتونم کم کم هضم کنم