بچها ما دو ساله ازدواج کردیم
اوایل یعنی تا همین چندوقت پیش خیلی میرفتیم خونه مادرشوهرم، گاهی اوقات دو روزم میموندیم
اونام عادت کرده بودن
هر جمعه باید میرفتیم
اون ماه همسرم با خانواده شون دعواشون شده بود ، اونام گفته بودن بهش خوبه خانومت همه چی بهت یاد داده بیای با ما دعوا کنی، در صورتی ک من روحمم خبر نداشت
از اون ماه کمتر میریم خونشون
دو سه شب پیش برای شام رفتیم
مادرهمسرم انقدر گفت منو یادت نرفته پسرم
امروز همسرم دوباره میخاست بره
گفتم خانوادتن میتونی هر وقت خاستی بری بهشون سر بزنی
ولی من پریشب اومدم،حس میکنم زیاد برم بی عزت میشم
من دیگه نرفتم همراهش، تنها رفت
بنظرتون کار خوبی کردم یا نه
اخه همیشه باهم میرفتیم