چرا از سختی میترسی؟
ترسی که داریویا بیشتر ازارت میده تا خود اون مشکلات نترس
سختی ها ادمهارو رو راست میکنن..
تا قبل این سختی ها ادما خیلی ادعاها دارن، و واقعا خودشون و توانشونو نمیناسن ولی سختی ها میشن. سنو. محک که ایراداتت دستت بیاد و حواست به خودت جمع بشه که بیگدار به آب نزنی
. ینفری که( مثال میزنم) خیلی ادعای حجاب و حیا داره جوری که بگه خدایا هیچی باعث نمیشه من از این حیا و حجابم دست بردارم، خدا یه عشق زمینی رو توی زندگیش میاره، ببینه حالا همون حجاب و حیاش رو ادامه میده؟ نجابتشو حفظ میکنه... اگر حفظ نکنه که خب میفهمه تا الان منفعتی براش داشته این پوشش و حالا که بزنگاهش شده گذاشته کنار
توی خلوتش توبه میکنه میگه من خدایا حدم چقدر کم بود، خدا این حالو دوست داره که بفهمی ظرفطتت چقدر بود و بعد اون ادمم تلاش میکنه خالصانه حجابشو ادامه بده
اگر حفظ بکنه توی خلوت خودش سربلنده و حواسشو جمع دلش میکنه و میفهمه امتحانات سر راهش هست، خیلی خودخواه و مغرور نمیشه و خاشعانه عبادت میکنه
از سختیا نترس
ولیمحص الله الذین امنوا..
خدا ادمهایی که ایمان اوردند رو خالص میکنه
خالص یعنی همین
یعنی چه ظرفیت داری چه نداری، بشناسی خودتو، قدر واقعی خودتو بدونی