پدر و مادرم ...حرفهام را میشنوین بغض نبودنتون هیچ جا خالی نخواهد شد .....
تیره رنگ روزگارم....
من تنهاترین آدم روی زمینم ....دل تنگم برای هر دوتون...
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.
هرچیزی و هرکسی میتونه روزی من رو خسته کنه و دیگه برام هیچ اهمیتی نداشته باشه تاکید میکنم هرچیزی و هرکسی؛بجز تو...من هیچ وقت از تو سیر نمیشم...با از دست دادن هرچیزی کنار اومدم اما در نبود تو جون دادم...وقتی برگشتی انقدر کافی بودی که من همه ی عادت ها ،آدم ها و خیلی از موارد بیهوده ی زندگیمو که در نبودت معتادشون شده بودم رو به راحتی از بین بردم و ترک کردم و همه چیو الک کردم...من با تو آدم خوش حال تری ام...تو هستی عکس میگیرم،غذا میپزم،زود بیدار میشم،درس میخونم،اکسپلورم شاده و پر از لالی(دخترمون(:)...مثل پاییز ۱۴۰۰ که تازه باهات آشنا شده بودم و حرفات برام تازگی داشت،هنوزم همون اندازه برات ذوق دارم و برام جذابی...اوه جدی جدی داره پنج سال میشه...اون موقع ها تو همسن الان من بودی و من فکر میکردم خییلییی بزرگی:)...شاید تنها حسرت زندگی من همون زمانیه که باهم نبودیم و مسیرهایی که به غلط طی کردم...کاش یه پاک کن داشتم میتونستم همه ی اون مدت و جزئیاتش و آدماش رو پاک کنم وهیچی ازشون یادم نیاد...فقط تو باشی و تو...هیچ چیزی نتونست باعث شه ما همو برای همیشه ترک کنیم ... ما تا ابد جامون تو بغل همه💙
راستش یه جایی خسته شده بودم از اینکه هر رژیمی میگرفتم یا سخت بود یا وزنم برمیگشت. آخرین چیزی که امتحان کردم رژیم فستینگ دکتر کرمانی بود و تو ۲ ماه ۱۰ کیلو کم کردم، بدون احساس گرسنگی. مهمتر اینکه نه صورتم لاغر شد نه ریزش مو گرفتم.اگه خواستین، یه سر به سایتش بزنید و رژیم فستینگش رو ببینید.
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.
اگرچه، دیگر در کنارم نیستی اما همیشه قهرمان من میمانید! هر وقت که راهنماییهایت دنبال میکنم، موفق میشوم. دلم خیلی براتون تنگ شده است.
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.
مامان، عکسهای بسیار زیادی از تو در اتاقم دارم. اما همچنان، دلم برایت تنگ میشود. دلم برای در آغوش گرفتنت تنگ میشود. مرگ تو، هر روز مرا میکشد.
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.
جایی خوانده بودم که درد آدم را بزرگ میکند و روح را صیقل میدهدو تجربه را زیاد میکند. هیچ جا ننوشتهاند که درد با یک زن، با یک مادر چه میکند. مادران درد کشیده یا زود میمیرند، یا برای همیشه میروند، یا میمانند با چشمانی که رنگِ بیتفاوتی گرفته استو دستانی که زیر ناخنهایش جز درد چیزی نمیروید، و گیسوانی که رقص بر شانههای زنانه را به خاطر نمیآورند. مادرانی بی هیچ آرزویی، با دنیایی کوچک. دنیایی بسیار بسیار کوچک. هیچکس از مادرانی که به بهشت نمیروند چیزی ننوشته است.