دو ساعت قبل گفت میخوام بخوام . رفت توی اتاق
تقریبا ساعت ۱۲ داشتم با خواهرم تلفنی حرف میزدم. گفتم دلم گرفته و حالم خوب نیست و امشب یه جوری ام و....
اومد از اتاق بیرون یه کم گوش داد. نگاه کرد رفت
بهش گفتم مگه خواب نبودی؟ گفت نه
همین
نپرسید چته؟ چرا ناراحتی
چرا مردا انقدر بیخیالن
مگه میشه اصلا
الان یک ساعته نشستم توی پذیرایی . نگاه میکنم به در و دیوار.