2777
2789

چند ماه پیش خواب دیدم که یه خانم‌ مسنی هست تو یه جمعی نشستیم که همه باهم حرف میزنن اون خانم رو به من میکنه میگه که بخت تورو بستن قفلشو انداختن بع به عمم (من پدر مادرم جدا شده با خانواده پدری مادربزرگ و عمم زندگی میکنم) گفت دخترت خواستگار داره ولی جور نمیشه بعد ما شروع میکنیم به خنده و شوخی کت نه بابا کی میخواد بخت ببنده این حرفا چیه عمم میگه حاج خانوم خوب نگا کن دختر منو هیچ کس نمیتونه کاری بکنه خانومه یهو گفت دستتو بده بهم نشونت بدم کف دستمو باز کردم روی پوست دستم نوشته های عربی هک شده بود گفت دیدی؟ اون یکی دستتم همینه انقدر وحشت ناک بودددد

ولی اعتنایی نکردم گفتم یه خواب دیگه حتی تو خواب بهم گفت یکی که اسم امامی داره این کار‌ برات کرده 

الان که چند ماه گذشته میبینم که یجورایی با هرکی اشنا میخوام بشم اولش خیلی خوبه یهو بدون این که اتفاقی بیوفته هر دو طرف سرد میشیم و همونجوری بدون هیچ حرفی تموم میشه 

حالا من خیلی اهل ازدواج نیستم ولی خب به اصرار خانوادم اشنا میشم چون بهم میگن مامانبزرگ‌ نباشه خیلی تنها میشی و از این حرفا

تازه شرایطمم بد نیست معلم رسمیم و کلا با این که سنم کمه شاگرد دارم و جزو اون دستت از معلم ها هستم که رزومه خوبی دارم ارشدمو تموم کردم منظورم اینه که شرایطم هم بد نیست که بگم بخاطر اوضاع و‌ شرایط بهم میخوره 

ولی این بهم خوردن اشنایی هام کلا نمیدونم دلیلش چیه این خواب چند درصد میتونه درست باشه نمیدونم چون نه من نه خانوادم تو عمرمون اصلا نمیدونیم دعا چیه کجا میشه عجیبه برام 

کسی تجربه اینجوری داشته؟

برای شفای خواهر دوقلوی معلولم صلوات بفرستی ممنون میشم💖

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز