یکی از اقوام دیروز گفت میایم خونتون بعد جور نشد گفت فردا اگه جور بود میایم شب نشینی
منم تا همین لحظه درگیر خونه تکونی بودم گفتم خونه جمع شه اگه کسی خواست بیاد خونه تمیز باشه دیگه جون ندارم😪
شامم نخوردم دارم میمیرم از گرسنگی شوهرم گفت میریم بیرون شام الان منتظرم شوهرم بیاد دنبالم
حالا از اونام خبری نشده که میخوان بیان یا نه
حالا پامونو از در نذاریم بیرون بگن دم خونتونیم درو باز کنید☹️
توروخدا شب عیدی وسط خونه تکونی ملت هوس شب نشینی نکنید و اینطوری هم طرفو بلاتکلیف نذارید😒