اول از همه بگم من خیلی مادرمو دوس دارم وجونم براش درمیره
ولی هروقت میگم دوستت دارم مامان ، جوابمو نمیده
همیشه به شوخی سیلی میزنه به صورتم
جدیدا طوری شده مثل افسرده ها نه غذا درست میکنه نه باهام حرف میزنه ، جواب حرفامم نمیده
الان ماه رمضونه همش میگه بدون سحری روزه گرفتن خوبه
آخه من سنم کمه نمیتونم بدون سحری روزه بگیرم
الان رفت بخوابه قبلش گفت خسته م اگه تو نبودی سحری پانمیشدم
۲ روز پیش رفتیم بیرون یه خانوم سن بالا جلومون رو گرفت و خواستگاری کرد ازم ، منم چون سنم کمه گفتم قصد ازدواج ندارم
خانومه هم پیله شد بهمون مامانمم گفت شماره بنویس براش ، منم چون بهم زور داشت یک شماره از شماره رو اشتباه نوشتم ، خب مگه ازدواج زوریه ؟
حس میکنم مامانم ازم خسته شده ، فک میکنه من یه پیردخترم ، البته ببخشید قصد توهین ندارم
از اونطرف میگم ازدواج کنم بهتره حداقل خانوم خونه ی خودم میشم😞