من ٢ سالم بود چون بابام معتاد بود جدا شدن هيچوقت پدرم سراغم و نگرف تا الان كه ٢٠ سالمه پدري نديدم
مادرم وقتي ٦ ساله بودم با يه مرد زن و بچه دار الكلي ازدواج كرد
يبار دستم و پيچوند
چند بار بهم چشمك زده
هزاران بار نگاه بد كرده
يبار دستش و كشيد رو پاهام
يبار بهم گفت تو مال خودمي
گواهينامم و از توي اتاقم دزديده
همش ميره تو اتاقم تو كمدم ميگرده
پول نقد داشتم تو كمدم برداشته
چند بار بهم جلو مامانم چه فحشا كه نداده
نميكشم جايي برا رفتن ندارم
دانشگاه ازاد كسي ميدونه هزينه خوابگاهاش چنده