غزل چشمت غزل مویت غزل لبهات بانو جان
خدا رحمش بیاید بر مخاطبهات بانو جان
نگاهت منتقدها را حسابی بی زبان کرده
و شاعرهای سر در گم که در شبهات بانو جان
غنایی راه رفتن ها،حماسی عشوه کردن ها
چه می چسبد برای ما مجربهات بانو جان
تبم تند است و هذیانم مفاعیلن مفاعیلن
دعا کن قسمتم باشد تو و تبهات بانو جان
رسیدم روی این بیتی که عمرش یازده قرن است
و می پرسم به شکلی که مودبهات بانو جان
تو مرصاد العبادی یا فروغ کشف الاسراری
که رندی می گذارد سر به مکتبهات بانو جان؟
تو لامذهب ترین شعری که خیلی دوستش دارم
به می سجاده رنگین شد و شد لبهات بانو جان...
اگر دوست داری برای سلامتی بیمارم دعا کن لطفا🦋