خیلی خلاصه بگم امروز مادر شوهرم بهم گفت که دختر همسایشون از نامزد منخوشش میومده داشت تعریف میکرد که دید منناراحت شدم دیگه ادامه نداد خیلیم بهم تاکید کرد که پسرش نفهمه
مادرشوهرم من تا یه سال بعد عقدم هی میگفت برای پسرم فلان دخترو میخاستم فلان دخترو مد نظرم بود و ....از این حرفا زیاد میزنن که بگن پسرشون خاطرخواه زیاد داشته .منم اوایل ناراحت میشدم الان به چپمم نیست
دختر همسایه شوهر منم خاطرخواه شوهرم بوده و به بهانه های مختلف بهش پیام میداده.وقتی از شوهرم پرسیدم چرا بهش پا ندادی گفت من از دخترایی که خودشون سمت من میان بدم میاد.دختر باید دست نیافتنی باشه.با این حال که دختر همسایشون از من قشنگ تر بود اما شوهرم اومد خواستگاری من نه اون.تا مدتا هم حسرت رو تو چشم دختر همسایه میدیم و کیف میکردم😅😎